تعریف مباهله
مباهله در لغت از ماده «بَهل»به معنی رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است. وقتی که برهان های منطقی و قیاس های عقلی برای گروه مسیحیان نجران سودی نبخشید و همچنان انکار خود ادامه دادند آیه مباهله نازل شد و به پیامبر فرمان داد به برهان مشاهده که بالاترین براهین است رو آورد که در واقع استمداد از قدرت مطلق الهی برای ذلیل و منکوب کردن طرف باطل با نزول عذاب بر آنان و اعزاز و سر افرازی طرف حق به طور عینی و قابل مشاهده است،نکته مهم این است که در ماجرای نجران پیشنهاد مباهله پس از طرح استدلال های قرآنی مطرح شد. بنابراین این واقعه را نباید جایگزین گفت وگو عقلانی دانست، بلکه می توان مرحله نهایی یک منازعه اعتقادی در بستر تاریخی عصر پیامبر تلقی کرد.
.png)
داستان مباهله و جایگاه تاریخی نجران
نجران در جنوب شبه جزیره عربستان، یکی از مراکز مهم مسیحیت در عصر ظهور اسلام بود. این منطقه علاوه بر اهمیت اقتصادی و ارتباطات تجاری، از جایگاه دینی بر خوردار بود و عالمان و کشیشان و رهبران مسیحی در آن فعالیت داشتند.در سالهای پایانی حیات پیامبر به ویژه پس از گسترش اقتدار سیاسی و اجتماعی مسلمانان، ارتباط جامعه اسلامی با پیروان ادیان دیگر افزایش یافت.
گروهی از مسیحیان نجران به سرپرستی سه چهره سرشناس آنان«عاقب»، «سید » و «ابو حارثه بن علقمه» به همراه دو چهره مشهور یهودیان به مدینه وارد شدند تا در مورد رسالت و تعالیم آسمانی پیامبر اسلام وحقیقت عیسی (ع) تحقیق و بررسی نمایند. مسیحیان براساس باورهای الهیاتی خود ، از الوهیت مسیح یا فرزند خدا بودن را به ایشان نسبت می دادند، در حالی که قران کریم حضرت عیسی را پیامبری بزرگ، بنده خدا و افریده قدرت الهی معرفی می کرد.
به همین منظورآنان خدمت پیامبر رسیدند و عرض کردند: آیا دیده ای فرزند بدون پدر متولد شود،جبرئیل با پیام فرود آمد که« عیسی روح خدا و کلمه اوست». در این لحظه اسقف پرسید: آیا روح بدون جسد ممکن هست ؟ در این هنگام آیه 59 سوره آل عمران« إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ » «قطعاً داستان عیسی نزد خدا [از نظر چگونگی آفرینش] مانند داستان آدم است که [پیکر] او را از خاک آفرید، سپس به او فرمود: [موجود زنده] باش؛ پس بی درنگ [موجود زنده] شد». نازل شد.
اسقف با شنیدن این آیه ناگهان از جای خود پرید و گفت : این مطلب را نه در تورات یافتم و نه در انجیل و نه در زبور... تنها شما این مطلب را بیان می کنید.
اینجا بود که آیه 61 سوره آل عمران نازل شد:« فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَللَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ؛ بنابراین، پس از فرارسیدن علم به تو، هر کس درباره او [حضرت عیسی (ع)]، با تو به چالش برخیزد، به او بگو: بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و جانهایمان و جانهایتان را فراخوانیم، آنگاه (به درگاه خداوند) زاری [تضرّع]کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم».
مسیحیان نجران نمی توانستند بپذیرند که عیسی (ع) از خاک آفریده شده است. هنگامی که پیامبر آنها را دعوت به مباهله کرد آنها تا فردا از حضرت مهلت خواستند و زمان مباهله روز 24 ذی الحجه سال 9 قمری بعد نماز صبح در نقطه ای خارج از شهر مدینه در دامنه صحرا تعیین شد.
آنها پس از مراجعه به شخصیتهای نجران، اسقف اعظم به آنها گفت: «شما فردا به محمد(ص) نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمده، از مباهله با او بترسید، و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید، زیرا چیزی در بساط ندارد. فردا که شد پیامبر اکرم (ص) در حالی که دست علی (ع) را گرفته و حسن و حسین (ع) در پیش روی او راه می رفتند و فاطمه(س) پشت سرش بود به محل مباهله رسیدند. از آن سو نمایندگان نجران نیز در حالی که اسقف اعظم پیشاپیش آنها ایستاده بودند منتظر ورود پیامبر و همراهان بودند اسقف با تعجب در مورد همراهان پیامبر سوال کرد به او گفتند: این داماد و محبوب ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر ، فرزندان دختر او و آن بانوی جوان دخترش فاطمه(س) است که عزیزترین مردم نزد او ، و نزدیک ترین افراد به قلب او است.
.png)
سرانجام مباهله
اسقف اعظم گفت: من مردی را می بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام می کند، در روایتی آمده است اسقف اعظم گفته: من صورت هایی را می بینم که اگر از خدا تقاضا کنند کوهها را از جا بر کند چنین خواهد کرد هرگز با آنها مباهله نمی کنیم که هلاک خواهیم شد و یک نصرانی تا روز قیامت بر صفحه زمین نخواهد ماند. و پیشنهاد دادند که پیامبر با آنها مصالحه کند و عهد نامه ای در این زمینه نوشته شد.مباهله؛ جایگاه آن در تبیین فضیلت حضرت زهرا(س)
حضور حضرت زهرا (س) در واقعه مباهله، حضوری تشریفاتی یا نمادین نبود. حضور یک زن جوان در خط مقدم این رویارویی، به طرف مقابل (مسیحیان نجران) نشان می دهد که اسلام، دینی است که زن در این مکتب، تکیه گاه حقانیت و شریک در بزرگترین رویدادهای سرنوشت ساز امت است. زن در این صحنه، نماد پاکی و صداقتی است که جامعه می تواند به آن تکیه کند. حضور پررنگ حضرت فاطمه (س) به عنوان نماینده تمام زنان امت، این حقیقت را روشن می کند که زنان درایجاد ، حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نقش بی بدیلی ایفا می کنند. اهمیت حضور حضرت زهرا(س) به این دلیل نیست که ایشان دختر پیامبر بود بلکه این حقیقت که رسول خدا در موقعیتی حساس برای اثبات حقانیت دعوت الهی خویش ایشان را به عنوان تنها مصداق زنانه همراه خود بر گزیدند.از منظر تفاسیر شیعه، این انتخاب نشانه ای آشکار از منزلت ممتاز، طهارت معنوی و فضیلت بلند حضرت فاطمه (س) است. همچنین پیوند آیه مباهله با آیه تطهیر جایگاه حضرت را در منظومه اعتقادی شیعه روشن تر می کند. از نظر تاریخی حضور حضرت زهرا (س) نشان دهنده این مطلب هست که نقش ایشان به عرصه خانوادگی محدود نبوده بلکه در یکی از سر نوشت ساز ترین مواجهه اعتقادی عصر نبوی نقش بسزایی داشته اند.
.jpg)
حضور حضرت زهرا در روز مباهله
فخررازی در تفسیر خویش می نویسد: این تنها بردن فاطمه(س) با وجود آیه شریفه که می فرماید:«ونساءنا و نسائکم» نشانگر این حقیقت است که تنها بانوی از بانوان فاطمه (س) شایسته حضور در آن مباهله و همایش بزرگ بود ونه هیچ کس دیگر و این امتیاز ویژه اوست که پیامبر تنها او را برگزید.پیام آیه مباهله چیزی بالاتر و وسیع تر از اقناع اهل نجران و اثبات حقانیت دعوی پیامبری رسول اکرم(ص) بود. آیه علاوه براین پیام، مسیر استمرار پیامبری رسول اکرم را اعلام و ترسیم می نماید. در واقع اگر هیچ آیه دیگری برای نشان دادن عظمت و رفعت اهل بیت و مسیر و طریق استمرار دین خدا و رسالت پیامبر(ص) جز همین آیه نبود برای اهل بصیرت کفایت می کرد.
در آیه مباهله از نظر ساختار، سه گروه در کنار پیامبر(ص) در این رویارویی تاریخی و مذهبی معرفی می شوند:
+ أَبناءَنَا: فرزندان ما، در تطبیق تاریخی مشهور، امام حسن و امام حسین (ع)
+ نِساءَنا: زنان ما،در تطبیق مشهور ، حضرت فاطمه زهرا(س)
+أَنفُسنا: جان های ما، در تفاسیر شیعه و سنی حضرت علی(ع) کنار شخص پیامبر بودند.
نکته اساسی این است که گروه ها به صورت عام و جمع بیان شدند، اما پیامبر برای تحقق فرمان الهی افراد مشخصی را انتخاب کردند.که مبنای استدلال مفسران درباره فضیلت اهل بیت محسوب می شود.
این تعابیر نه از جنبه مبانی زیبایی لفظی هست و نه از جنبه عاطفی و خانوادگی سرچشمه می گیرد بلکه انتخاب آنان به عنوان طرف پیامبر در مباهله به امر پروردگار بوده و هم تعابیر یاد شده در باره آنان از سوی خداوند متعال بود؛ زیرا دقیقا در وحی الهی قرآن قرار دارد و پیامبر آن را اعلام داشت.
قرآن درآیه مباهله از حضرت فاطمه(س) به «نساءنا» تعبیر نموده در حالی که یک زن بیشتر نبود و ایشان را از زنان منسوب به پیامبر می نامند ، علت و راز این تعبیر آن است که حضرت فاطمه مظهر تجلی خوبیها و شخصیت الهی زنان قرآنی چون حوا، آسیه، یوکابد، سارا، هاجر، رحمت، حنه، الیزابت، مریم، بلقیس، صفورا و خدیجه بود تقدس همه آنها در ایشان جمع بود. این زنان گویا دارای روحی واحدند که در فاطمه زهرا (س) متجلی شده است، لذا تمام آنها منسوب به پیامبرند؛ زیرا فاطمه (س) منسوب به اوست. از همین رو قرآن از زبان پیامبر از فاطمه (س) به «زنان ما» تعبیر نمود. پیامی که این تعبیر شگفت انگیز داشت به خوبی نشان می دهد که فاطمه زهرا (س) سمبل و مظهر ویژگی های تمام زنان نیک عالم است.
.jpg)
حضور حضرت زهرا (س) در مباهله؛ تجلی نقش زن در دفاع از حقیقت
حضور حضرت زهرا (س) در واقعه مباهله، جلوه ای روشن از جایگاه والای زن در پاسداری از حقیقت و دفاع از پیامبر اکرم در یکی از سر نوشت ساز ترین رویارویی اعتقادی اسلام، حضرت زهرا را در کنار پیامبر ، امام علی (ع) و حسنین(ع) قرار می دهد؛ انتخابی آگاهانه که نشان می دهد دفاع از حقیقت فقط به مردان اختصاص ندارد و زن می توانند درعالی ترین مراتب ایمان ، بصیرت و مسئولیت دینی ایفای نقش کندایشان در این رویارویی نه حضوری تشریفاتی، بلکه جایگاه معنوی و اثرگذار داشت؛ حضوری که در پرتو آیه مباهله بیانگر منزلت ممتاز ایشان در خاندان نبوت است. نقش بنیادین زن در دفاع از حقیقت، مشارکت در سرنوشت جامعه دینی و پاسداری اگاهانه از ارزش های الهی دانست. حضرت فاطمه (س) با حضور خویش نشان داد که زن مومن ، نه در حاشیه تاریخ ، بلکه در متن مهم ترین رویدادهای اعتقادی و تمدنی اسلام جای دارد.
نمونه های از کنشگری های آگاهانه حضرت زهرا (س)
حضرت زهرا(س) در شرایطی که مسئله ولایت حضرت علی (ع) با چالش های جدی مواجه شده بود، با شناخت مسئولیت دینی و اجتماعی خود، اقدامات متعددی برای دفاع از حق و آگاه سازی جامعه انجام دادند. یکی از اقدامات حضرت زهرا (س) همراهی با امیرالمومنین و مراجعه شبانه به خانه برخی از اصحاب بود. دفاع از حق نیازمند شناخت درست جریان ها، آگاهی از شرایط و بهره گیری از روش های مناسب برای روشنگری است. سیره حضرت زهرا (س) نشان می دهدکه حتی در شرایط دشوار نیز باید از تبیین حقیقت و یادآوری مسئولیت های اجتماعی دست کشید؛ چرا که همین روشنگری ها می تواند در حفظ حقیقت و انتقال آن به نسل های بعد نقش تعیین کننده داشته باشد. حضرت زهرا (س) با مواضع صریح خود نشان داد که در شرایط حساس سیاسی ، حفظ حقیقت و بیان مواضع اصولی اهمیت ویژه ای دارد. این سیره برای جوامع امروز نیز پیامی روشن دارد: هیچ مقام و جایگاهی نباید فراتر از معیارهای عدالت و پلسخ گویی قرار گیرد. هرگاه قدرت سیاسی از اصول اخلاقی فاصله بگیرد، جامعه به افرادینیاز دارد که بتوانند با شجاعت، منطق و پایبندی به ارزش ها انحراف را گوشزد کنند.
خطبه فدکیه یکی دیگر از جلوه های برجسته حضور آگاهانه زنان در عرصه سیاست و دفاع از حقوق دانست. اهمیت این خطبه در آن است که حضرت به جای سکوت در برابر شرایط موجود از ظرفیت گفتگو، استدلال و تبیین عمومی برای بیان دیدگاه خود استفاده کرد. این اقدام نشان می دهدکه سیاست سالم تنها در تصمیم گیری صاحبان قدرت خلاصه نمی شود، بلکه آگاهی بخشی، مطالبه گری و مشارکت مسئولانه مردم نیز از ارکان اساسی آن است.
از منظر سیره حضرت زهرا(س)، بی تفاوتی در برابرتضییع حقوق و کنار گذاشتن حقیقت به دلیل ترس ، منفعت یا مصلحت شخصی می تواند پیامدهایی فراتر از یک مقطع تاریخی داشته باشد.

نقش زن امروز در دفاع از حقیقت
زن امروز، با آگاهی، شجاعت، بصیرت ومسئولیت پذیری، نقش اساسی در دفاع از حقیقت دارد. او می تواند با روشنگری، تربیت نسل آگاه، مقابله با تحریف واقعیت و ایستادگی در برابر ظلم، پاسدار حق و عدالت باشد؛ همان گونه که حضرت زهرا نشان داد دفاع از حقیقت نه به جنسیت، بلکه به ایمان، شناخت و شجاعت وابسته است .نتیجه گیری:
سیره حضرت زهرا(س) به ما می آموزد که در دفاع از حقیقت هم باید بر موضع درست ایستادگی کرد و هم در شیوه اقدام دقت داشت. استقامت بدون شناخت و تدبیر ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد و شناخت بدون پایبندی عملی نیز نمی تواند مسئولیت انسان را محقق کند این دو باید در کنار هم باشند. یک نکته بسیار مهم پیوند میان شناخت، بصیرت وعمل است، شناخت حق بدون اقدام عملی و همچنین اقدام بدون شناخت کافی، هردو می تواند انسان را از رسیدن به نتیجه مطلوب دور کند.منابع:
مکارم شیرازی،تفسیر نمونه، جلد دومانصاری، محمد ، گزارش لحظه به لحظه از ماجرای مباهله